خواجه نظام الملك الطوسي
128
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
هميشه حرمت يكديگر داشتهاند و رسولان را عزيز داشته كه بدان قدر جاه ايشان زيادت شده است نه كم و اگر وقتى ميان پادشاهان مخالفتى و وحشتى بوده است رسولان برحسب وقت همى آمدهاند و مىشده و رسالت چنان كه ايشان را فرمودهاند مىگزارده . هرگز ايشان را نيازردهاند و از نيكو داشت عادتى كم نكرده كه پسنديده نيست چنان كه خداى عزّ و جلّ در اين معنى مىگويد در محكم كتاب خويش « و ما على الرسول الا البلاغ المبين . » معنيش اين باشد كه نيست بر رسول مگر رسانيدن آنچه ظاهر دانند « 1 » . فصل ديگر هم در اين معنى 2 - و ديگر ببايد دانست كه چون پادشاهان « 2 » به يكديگر رسول فرستند نه مقصود آن همه پيغام و نامه باشد كه برملا اظهار كنند ، چه صد خرده و مقصود در سرّ بيش باشد ايشان را در فرستادن رسول . الا خواهند كه بدانند كه احوال راه و عقبهها و آبهاى رودها چگونه است تا لشكر شايد گذشت يا نه و علف كجا يابد و كجا نيابد [ 59 a ] و بهر جاى از گماشتگان كىاند و ببينند كه لشكر آن ملك چند است و آلت و عدّتش بچه اندازه است و خوان و مجلسش چگونه است و ترتيب درگاه و بارگاه و نشست و خاست ، و بچوگان و شكار و بخلق و سيرت و ببخشش و كوشش و بديدار و كردار چگونه است ، ظالم است يا عادل ، پير است يا جوان ، ولايتش آبادان است يا ويران ، لشكرش خشنود است يا متشكّى ، رعيّتش توانگراند يا درويش ، او شحيح است يا سخى ، در كارها عاقل است يا غافل ، وزيرش كفايتى دارد و با ديانت و نيكروش هست يا نه ، سپاه - سالاران او كارديده و رزمآزموده هستند يا نه و نديمانش مردمان شايسته و ظريف هستند يا نه « 3 » ، و چه چيز دوست دارد و چه دشمن ، و در شراب گشاده و خوشطبع
--> ( 1 ) - + و اللّه اعلم و هو احكم N ( 2 ) - چون پادساهان P : پادشاهان N - : C ( 3 ) - يا نه - N